تبلیغات
دلم میخواد همین یه بار اشكامو پنهون نكنم باور كنی تورو میخوام غربتو زندونی كنم
گفتی تا آخر دنیا میخوام باهات بمونم حالا میفهمم چرا میگن دنیا دو روزه

[عمومی , ]

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم


هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود
یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لب قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
 



نوشته شده توسط سروش تاریخ سه شنبه 3 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

لینک ثابت || نطرات [--] نظر ها ()

http://soroush-marefat.mihanblog.com