تبلیغات
دلم میخواد همین یه بار اشكامو پنهون نكنم باور كنی تورو میخوام غربتو زندونی كنم
گفتی تا آخر دنیا میخوام باهات بمونم حالا میفهمم چرا میگن دنیا دو روزه

[عمومی , ]

 

 کاش روزی میرسید که زندگی برای من بود و نه من برای زندگی

آن روز که من به پناهی احتیاج داشتم هیچ کس نبود که دستان سرد مرا بگیرد.

ولی امروز در پس پرده ی تردیدم.نمیدانم روزگار چگونه میگذرد فقط میدانم در حال گذر است.

من گل شقایقی هستم که عشق را فراموش کرده ام شاید هم بی وفایی روزگار عشق را از من گرفته....!

اما نجوایی از دور مرا به خود میخواند.نمیدانم به طرفش بروم یا از آن حذر کنم هر چه هست زیباست

 


ای دوست تو اگر میدانستی که چه دردی دارد خنجر از دست

عزیزان خوردن ... هرگز از من خسته نمی پرسیدی که چرا 

تنهایی ....




نوشته شده توسط سروش تاریخ پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 02:11 ق.ظ

لینک ثابت || نطرات [--] نظر ها ()

http://soroush-marefat.mihanblog.com